شجاع
114
أنيس الناس ( فارسى )
چيزى از آن مفروش و مگوى كه عند الضرورة « 1 » بفروشم و بعد از آن جنسى نيكوتر باز دست آرم ! چون بفروشى باز نتوانى خريد و بىتجمّل بمانى . و به هرضرورتى نيز قرض مكن و چيزى از آن مرهون مساز ، و قرض به سود مكن و بىسود نيز مستان . و وام را سبب افلاس دان . و اگر خواهى كه محتاج به قرض نگردى ذخيره اندوختن و عاقبت - انديشى و پيشبينى نمودن بر خويش واجب و لازم دان ، كما قال الحكماء : « عليكم بالذّخائر . » و از اسراف و افراط و تضييع آنچه دارى محترز و مجتنب باش و تفكّر زحمت ايّام نياز و تذكّر مشقّت هنگام آز بكن . مثنوى از پى آن است كه شد پيشبين * خانهء زنبور پر از انگبين مور كه مردانه صفى مىكشد * بهر ذخيره علفى مىكشد آدمى عاقل اگر كور نيست * كمتر از آن كرم و از آن مور نيست همّت كس عاقبتانديش نيست * بينش كس با نفسى بيش نيست منزل ما كز ملكش بيشى است * نزل وى از عاقبتانديشى است
--> ( 1 ) - اصل : الضرورت .